1. نماي نزديك. بيرونجا. دستي زمخت بر چروكهاي پيشاني، در زير آفتاب. داسي گير كرده در زمين ميان علفهاي هرز. كودكي با پيراهني پاره بر كنار كرت. پيرمردي در كار و انديشه نيممحصول بر باد رفته و نيم محصول باد كرده، فروش نرفته. حيران خانه به دوشي سال بعد. خشکسالی.
2. سر خوردن دستي بر سياهي سبيلي كه دانههاي تازه پاكشده عرق صورت را پخش ميكند. موتورسيكلتي كه در نزدیکی مرز ميراند. بشكههايي از بنزين پر، آويزان و لقلق خوران. هوای 45 درجه. خرج تخت بيمارستان همسر. در حال حساب و كتاب. چند راه؟ بيست و پنج، شاید.
3. آستيني خالي كه با آن يكي دست، در جيب شلواري كهنه فرو ميرود. خسته از بالا و پايين پلههاي ساختماني بلند. كاغذ مچاله شده مطالبات منتفي شده از كارافتادگي در تكدستي كه برايش باقی مانده. در فكر ديوارهای بلند كارخانهاي بسته شده.
4. نيم ساعت است كه پيكر پلاستيكياش بر زمين مانده. نوك سوزنش هنوز قرمز. استوانه پلاستيكي سفيد.
سياه شده. درست نميبيند. اما سر انگشتش سياه شده. پيشانيش نزديك زمين. قامتش تا شده. چشمانش بر هم. در گوشهاي. جمع شده در فضايي 40 در 40 در كنج. در فكر دو ساعت ديگر.
5. حياط خانهاي. لحظهاي سر بر ميدارد از رختها. چشم پسرش ديروز سر چهارراه توي دعواي سر شرطبندي 5000 توماني بيسو شده. دخترش را صبح سوار ماشين يكي كرده و راهي كرده تا شب.
دستهايش دوباره چنگ ميزند در آب.
6. شب. درونجا. از بالاي سر اين يكي كه خواب است، كه ميگذرد، ياد بره خودش ميافتد كه حالا پيش ديگري است. بايد بجنبد. ديوار بلند است و وقت تنگ و بار همراه، سنگين. در فكر كسي كه بايد بیابدش براي آب كردن اينها.
7. روز. برگههايش را كه از زمين جمع ميكند و در كلاسور ميگذارد، هنوز لرزش دست و فشردگي دندانهايش تمام نشده. هيكل مقابل تنومند است و ريشش انبوه. هنوز مخلوط خردهشيشههاي شكسته تابلو و خردهكاغذهاي مقاله پارهپاره شدهاش، روي كفشش مانده.
دل به دريا و سيلي به ريش ميزند.
8. سرش را از بين دستانش آزاد ميكند و روي ميزش ميگذارد. در كار سبك-سنگين كردن توازن دستبهسر كردن و دستبهسر شدن. 3 ساعت تا تمام شدن زجر ماندن در چارديواري بوروكراسي تكرار. در فكر صف پمپ گاز پيش از مسافركشي.
9. وارسي پرچم سياه دم در حجره. سفارش چند محموله جديد پارچه و مرور حساب روز پيش. دلخوري از پسرش بر سر سرقفلي گران بوتيك جديدش.
10. گوشي تلفن را كه ميگذارد، چند فحش آبدار نثار پدرسوختگاني ميكند كه با رفت و آمدهاي مداومشان دنبال چندرغاز حقوق، چند هفتهايست كمي خاطرش را مشوش كردهاند. چرا بايد پول كارخانه فروخته شده را از بازار واردات خارج كند؟
ادامه دارد ...